تبليغاتX
تنهایی - گل تنهایی

 

 

و من احساس میکنم اندکی دیر شده است.

دیر برای کم کردن فاصله ها و تو اینک ای سراب زیبا بنگر که دگر نگاهت در پشت کوه غرور بی جا محو و خاموش شده و چه آسان از من و خاطراتم سیر شدی

مثل یک قطعه سنگ شدی، سرد و بی روح و اینک بیا در زیر باران اشک های من

گلهای تنهائیت را آبیاری کن...

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:37 توسط پریا |

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش...