تبليغاتX
تنهایی - آخرين خدانگهدار!

 

گريه گردم، گريه كردم! اما دردمو نگفتم!

تكيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيافتم!

 

چه ترانه بي اثر بود، مث مشت زدن به ديوار

اولين بغض شكستن! آخرين خدانگهدار!

                             من به قله ميرسيدم اگه همترانه بودي!

صد تا سد‏‏‎ُ مي شكستم اگه تو بهانه بودي!

 

گريه گردم، گريه كردم! اما دردمو نگفتم!

تكيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيفتم!

 

بـا تـو فـانــوس تـرانـه يـه چـراغ شـعـله ور بود

لحظه ها چه عاشقانه قاصدك چه خوش خبر بود

 

كوچه ها بدون بن بست،‌ آسمون پر از ستاره!

شبا گلخونه‌ي خورشيد، واژه ها شعر دوباره!

 

دست تكون دادن آخر توي اون كوچه‌ي خلوت!

بغــض بي وقفه‌ي آواز! گريه هاي بـي نـهايـت!

 

گريه گردم، گريه كردم! اما دردمو نگفتم!

تكيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيـفـتـم!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 20:11 توسط پریا |

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش...